roohparvar.ehsan@gmail.com
 تحقیق کیفی به چندین روش جمع آوری داده ها به انضمام تحقیق میدانی، مشاهده یا مشارکت، مصاحبه های عمیق اشاره دارد.

فیلستد: روش شناسی کیفی به راهبردهای تحقیقی مانند مشاهده با مشارکت، مصاحبه عمیق، مشارکت کامل از فعالیت مورد تحقیق، کار میدانی... اشاره دارد که به محقق اجازه می دهد تا اطلاعات دست اول در مورد جهان اجتماعی مورد بررسی بدست آورد( دلاور،1387).

2.  تفاوت های عمده بین تحقیق کمی و کیفی چیست؟

 

·        تمایز اصلی بین پژوهش های کمی و کیفی تفاوت در هدف آنهاست. هدف از پژوهش های کیفی درک پدیده های اجتماعی است. و هدف از پژوهش کمی تعیین روابط، علت ها و معلول ها می باشد(خوی نژاد، 1387).

·        به نظر مک میلان(1989) آشکارترین تفاوت بین این دو شیوه تحقیق نحوه ارائه داده هاست. تحقیق کمی بر نتایج آماری که به صورت عدد ارائه می شود، متکی هستند در حالی که تحقیق کیفی بیشتر بر توصیف نقلی تاکید دارند( دلاور،1387)

·        برخی پژوهشگران معتقدند که پژوهش کیفی برای کشف مضمون ها و روابط در سطح موردی و پژوهش کمی برای ارزیابی این مضمون ها و روابط در نمونه ها و جامعه ها بکار می رود.

بنابراین طبق این دیدگاه پژوهش کیفی، نقش اکتشافی و پژوهش کمی، نقش تاییدی ایفا می کند.

 

پژوهش کمی

پژوهش کیفی

ü     یک واقعیت اجتماعی عینی را فرض می گیرند.

ü     جامعه ها یا نمونه هایی که نماینده جامعه اند مطالعه می کنند.

ü     رفتار یا سایر پدیده های قابل مشاهده را مطالعه می کنند.

ü     از مفاهیم و نظریه های پیش پنداشته استفاده می کنند تا معین کنند چه داده هایی گردآوری خواهد شد.

ü     داده های عددی برای بازنمود محیط اجنماعی فراهم می آورند.

ü     از روشهای آماری برای تحلیل داده ها استفاده می کنند.

ü     گزارش های عینی از یافته های پژوهش فراهم می آورند.

 

ü     فرض می گیرند که واقعیت اجتماعی به وسیله مشارکت کنندگان در آن ساخته می شود.

ü     موارد را مطالعه می کنند.

ü     معناهایی که افراد می آفرینند و پدیده های درونی دیگر را مطالعه می کنند.

ü     بعد از آن که داده ها گردآوری شدند، مفاهیم و نظریه هایی را کشف می کنند.

ü     داده های کلامی و تصویری برای بازنمود محیط اجتماعی فراهم می آورند.

ü     از استقراء تحلیلی برای تحلیل داده ها استفاده می کنند.

ü     گزارش هی تفسیری از یافته ها فراهم می آورند.

گال، بورگ گال(1389)

 

3.  شیوه های پژوهش کیفی کدامند؟

جاکوب(1988) روش های تحقیق کیفی در رشته علوم تربیتی را به شش روش طبقه بندی می کند:

کردارشناسی انسان: در این روش سعی می شود تا انواع رفتار انسان ها شناسایی و درک شود. داده ها با استفاده از روش مشاهده گردآوری می شوند.

v    روان شناسی بوم شناختی: در این روش به رابطه متقابل انسان و محیط در شکل دادن به رفتار توجه می شود.

v    قوم نگاری کل گرا:در این روش فرهنگ انسانی نقش اساسی را دارد.

v    انسان شناسی شناختی:   در این روش از  مصاحبه های عمیق و آزاد برای گردآوری داده ها استفاده می شود و سپس از دیدگاه کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند.

v    قوم نگاری ارتباطات: در این روش با توجه به روابط متقابل کلامی و غیر کلامی داده ها گردآوری می شود و برای ثبت این روابط از فیلم و ضبط صوت استف

v    تعامل گرایی نمادین: در این روش محقق سعی می کند تا دریابد که افراد هدفشان از برقراری ارتباط متقابل چیست و چه معنا و برداشت ها از این ارتباط دارند. ( حسن زاده، ص 211)

v    تحقیق موردی: تحقیقی است که یک مورد یا نمونه در عمل مطالعه می شود. این مورد یا نمونه یک نظام مشخص مانند یک کودک، یک گروه، یک کلاس، یک مدرسه و یک جامعه است که در شرایط و موقعیت های واقعی مورد مطالعه قرار می گیرند.

v    تحقیق قوم نگاری: توصیف عمیق و مطالعه افراد و مکان های خاص قوم نگاری خوانده می شود. در واقع شاخه ای از انسان شناسی است که هدف آن توصیف علمی فرهنگ افراد جامعه است. در تحقیقات علوم اجتماعی، جریان آماده سازی تفسیرهای علمی، فرایندهای نظام و پدیده های اجتماعی درون یک جامعه معین را قوم نگاری می گویند.(حسن زاده، ص199)

v    پدیدارنگاری: پدیدارنگاران به پژوهش در این مورد علاقه مندند که چگونه واقعیت بر افراد جلوه گر می شود، نه اینکه ماهیت عینی واقعیت چیست(گال و همکاران، 1387).

 

4.  پژوهش های کیفی در کدام یک از پارادایم های معرفت شناختی ریشه دارند؟

 

پژوهش کیفی  ماهیتا چند روشی است و متضمن رویکردی تفسیری و طبیعت گرایانه به موضوع مورد مطالعه است. این بدان معناست که پژوهشگران کیفی، اشیا را در موقعیت های طبیعی آنها مطالعه می کنند و می کوشند پدیده ها را بر حسب معناهایی که مردم به آنها می دهند، مفهوم سازی یا تفسیر کنند(گال و همکاران، 1389).

تحقیق کیفی به طور عمده ریشه در پارادایم های تفسیری و انتقادی دارد.

تفسیری: دسترسی به واقعیت اجتماعی تنهااز طریق فهم سازه‌های اجتماعی نظیرزبان ، خودآْگاهی و معانی مشترك میسر است.مبنای فلسفی آن هرمنوتیك وپدیدار شناسی است.

انتقادی: واقعیت اجتماعی در گذر تاریخ شكل می‌گیرد. افراد می‌توانند به طور آگاهانه برای تغییر شرایط اجتماعی و اقتصادیشان عمل كنند. وظیفه تحقیق انتقادی، انتقاد اجتماعی است تا شرایط محدود كننده را نمایان سازد، تضادها و تعارضات را نشان دهد تا انسان را از قید و بندهای ایدئولوژیك و اجتماعی آزاد كند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1391ساعت 20:53  توسط ehsan  |